شنبه ۵ آوریل ۲۰۰۸

قطبي: خط بزنيد اين ستاره‌هاي پوشالي را!


فوتبال- فرهاد عشوندي - مجيد رئوفي:
«
ما با افشين قطبي براي سپردن هدايت تيم ملي به او، به توافق كامل رسيده بوديم، اما با مخالفت مسئولان پرسپوليس، مجبور شديم به سراغ گزينه‌هاي ديگر برويم

علي كفاشيان اين جمله را پس از انتخاب علي دايي به سرمربيگري تيم ملي گفت. در شرايطي كه افشین قطبي در شيراز و پيش از بازي با فجر به يارانش گفته بود، اين آخرين حضورش روي نيمكت پرسپوليس است و تا ساعاتي ديگر مربي تيم ملي مي‌شود.

او حتي برنامه كاري‌اش را براي تيم ملي آماده كرده بود، مي‌خواست خوني تازه را به رگ‌هاي تيم تزريق كند.

با اين وجود لابي‌هاي موثر رقيب ديگرش كه از سوي سازمان حمايت مي‌شد، نگذاشت تا افشين هدايت تيم ملي را در دست بگيرد و حالا كه قلعه‌نويي مربي تيم ملي نبود، افشين هم نبايد به اين پست مي‌رسيد.

با اين وجود او طرح‌هاي خوبي براي تحول در تيم ملي داشت. نكاتي كه مي‌تواند براي علي دايي هم مفيد باشد.

آنچه مي‌خوانيد بخشي از گفت‌وگوي نوروزي همشهری امارات با سرمربي پرسپوليس است كه پيام صالحي خواننده گروه آريان با افشين قطبي انجام داده.

افشين قطبي در اين بخش از مصاحبه از مشكلات تيم ملي فوتبال ايران گفته و راهكارهاي فرار از اين بحران را برشمرده است.

او پيش از هر چيز درباره علاقه مردم به خودش مي‌گويد: «مردم هميشه به من لطف ويژه‌اي دارند. هر روز من از مردم چيزهاي مختلف ديدم. فكر مي‌كنم اين به خاطر تفاوت من با آدم‌هايي است كه هميشه در دور مردم بوده‌اند. من حرف زدنم كمي مختلف است، صداقتم مختلف است و سعي مي‌كنم خيلي رك حرف‌هايم را بزنم. مهم نيست چقدر محبوب مي‌شوم. كه مي‌بازم يا مي‌برم. من هميشه همان افشين هستم و واقعا كوچك‌تر از همه هستم و مردم اين را دوست دارند. سعي كردم كه همان فرهنگي را كه با آن بزرگ شدم را با خودم به فوتبال ايران بياورم و اين براي مردم جالب بوده

افشين براي تيم ملي برنامه مدوني داشت. او فكر مي‌كرد كه در تيم ملي موفق مي‌شود. مهمترين راه ايجاد تحول در تيم را هم كنار گذاشتن تعدادي از ستاره‌هاي اسم و رسم‌دار ملي مي‌دانست؛

«من هيچ كاري را شروع نكردم كه موفق نبوده باشد. فكر مي‌كنم كه توانايي و تجربه جمع كردن تيم ملي را دارم. تيم ملي ما بايد جمع شود. تيم ملي بيش از هر چيز نياز به يك فضاي جديد و هواي تازه دارد. خيلي از آدم‌هاي دور و بر تيم بايد عوض شوند و يك انرژي جديد به تيم تزريق شود درست مثل اتفاقي كه در پرسپوليس افتاد

  • يعني بايد از كنار اسم بسياري از بزرگان گذشت؟

ببين، ما خيلي از بازيكن‌ها را در تيم ملي داريم كه لباس تيم ملي را مي‌پوشند با تيم به سفرهاي تفريحي رفته‌اند. نگاه آنها به تيم ملي، نوعي تفريح و خوشگذراني بوده است.

درحالي كه پوشيدن پيراهن تيم ملي يك افتخار براي هر بازيكني است و بايد وقتي در تيم ملي بازي مي‌كني از تمام وجود مايه بگذاري چون تو نماينده بيش از 70 ميليون نفر هستي.

میتواني بيايي و براي خودت عكس يادگاري بگيري. من در مالزي يادم هست كه هتل تيم ملي مثل يك فروشگاه بود.

به خدا هيچ وقت در عمرم نديدم كه يك تيم ملي به اردو برود و پيش از يك بازي مهم دلال و خبرنگار و تماشاگر، همين طور راحت در اردوي تيم تردد كنند. من واقعا هيچ جاي ديگري چنين صحنه‌اي را نديده بودم. بازيكنان بايد آرامش مي‌داشتند. هيچ كجا نديدم يك روز قبل از يك بازي مهم ملي، واسطه‌هاي نقل و انتقال شب قبل از بازي در اردو با بازيكن ملي مذاكره كنند.

اين شرايط براي موفقيت تيم بايد حتما عوض شود. بايد بازيكنان تيم ملي انگيزه داشته باشند و تشنه بازي باشند. نبايد بازيكن ملي فكر كند كه ماشيني كه سوار مي‌شود گران‌تر از قيمت سرمربي تيم است و چنين نگاهي به تيم ملي نداشته باشد. اينكه بازيكن فكر كند كه اگر تيم نتيجه نگيرد هم سرمربي تيم مي‌رود اما اين بازيكن باقي مي‌ماند.

  • و فكر مي‌كنيد مي‌توان اين تغييرات را در كوتاه مدت در تيم ملي ايجاد كرد؟

نه، اين كار بايد در چند مرحله انجام شود. يك دفعه نمي‌توان بازيكنان را عوض كرد. پيش از بازي با كره بايد به ياراني كه انگيزه ندارند هشدار داد كه اگر بهتر نشوند خط مي‌خورند.

به آنها احترام مي‌گذارم اما مي‌گويم كه بايد فرم ايده‌آل را حفظ كنند. بعد از بازي با كويت فرصت است كه چند يار را عوض كرد و همين طور ادامه داد تا جام جهاني. در هر مرحله، بايد تعدادي از ياراني را كه كم كاري مي‌كنند كنار گذاشت.

  • اين كم كاري و اشباع شدن زود بازيكنان به اين دليل نيست كه ياران ما هنوز فرهنگ حرفه‌اي را بلد نيستند و همراه با پولي كه وارد فوتبال شده، فرهنگش نيامده است؟

اين هم يكي از دلايل است ما بازيكن سازي هم نكرديم. براي يك مربي كار كردن در فضاي فوتبال ايران خيلي سخت است.

با يك باخت همه او را مي‌زنند. خبرنگارها، تماشاگران و بقيه به او فحش مي‌دهند. ولي به نظر من يك مربي بايد بيايد برنامه‌اش را بياورد و به همه شما شرح بدهد و بگويد مي‌خواهيم به جمع 16 تيم مرحله دوم جام جهاني صعود كنيم.

اينكه مي‌خواهيم پله به پله پيش برويم. شايد در اين راه چند بار هم بيفتيم اما براي كارمان برنامه داريم. وقتي ما كره را براي جام جهاني 2002 آماده مي‌كرديم به مصاف فرانسه رفتيم و 5 گل خورديم بعد هم 5 گل از تيم ملي چك خورديم.

در كره همه هيدينك را مي‌زدند و به هيدينك مي‌گفتند مربي 5 تايي. ولي آن دو بازي درس‌هاي زيادي براي بچه‌هاي ما داشت. ما مي‌توانستيم با ازبكستان بازي كنيم يا با قطر بازي كنيم، با تيم‌هاي كوچك بازي كنيم و 2 بر يك ببريم و بگوييم چه مربي‌هاي بزرگي هستيم.

تيم ملي ايران پيش از جام جهاني 2006 چند بازي بزرگ داشت؟ با چند تيم كلاس جهاني بازي كرد تا ضعف‌هاي تيم مشخص شود؟ تا دفاع و‌هافبك ما مشخص شود چه ضعف‌هايي دارند.

  • ولي شايد به اين دليل بوده كه امكان بازي با خيلي از تيم‌هاي بزرگ نبوده!

حتي اگر با تعدادي از كشور‌ها به هر دليلي نتوانيم بازي كنيم، حتما يكسري از تيم‌ها هم هستند كه مي‌شود با آنها بازي كرد. اين قدر تيم خوب در جهان داريم كه بالاخره امكان بازي با چندتاي‌شان براي ايران باشد.

  • شما مدام اصرار داريد كه بازيكنان كم كار را بايد كنار گذاشت اما مثلا در همين بازي‌هاي آخر تيم‌تان مي‌شود ديد كه چند يار پرسپوليس در زمين از تمام توان‌شان استفاده نمي‌كنند؟

من در بازي با راه‌آهن بايد 8 يارم را عوض مي‌كردم كه قانون فقط اجازه بيرون كشيدن سه نفرشان را به من مي‌داد. من از اين جمع 2 نفر را بيرون كشيدم چون مي‌ترسيدم كسي از يارانم در اواخر بازي مصدوم شود و مجبور باشم تا با 10 يار بازي را ادامه بدهم.

  • و شما اين بازيكنان كم كار را در تيم‌تان مواخذه هم مي‌كنيد؟

بله من سعي مي‌كنم فيلم اشتباهات بچه‌ها را به آنها نشان دهم. سعي مي‌كنم در تيم رقابت ايجاد كنم اما اينجا مثل بارسلونا نيست و بين بازيكنان اصلي تيم من و بازيكنان ديگر فاصله زيادي داريم. ما پول خيلي كم داريم.

يك بازيكن خيلي گران است. يك بازيكن خيلي هزينه زيادي را روي دوش باشگاه گذاشته. يك بازيكن خيلي ارزان است. يك بازيكن 60 بازي ملي دارد و... من خيلي سعي كردم با اين چيزها بجنگم و بازيكني را كه خوب تمرين مي‌كند را فارغ از اسمش بازي بدهم ولي خيلي وقت‌ها نتوانستم. دليلش شايد اين بوده كه همه امتياز‌ها براي ما اهميت زيادي دارد.

فضايي كه پرسپوليس داشته نتوانستم بيش از اين بجنگم و آن طوري بجنگم كه بايد مبارزه مي‌كردم.

يكي از بهانه‌هايي كه از افشين قطبي گرفته مي‌شد اين بود كه جرات برخورد با بازيكنان خاطي تيمش را ندارد پس در تيم ملي هم نمي‌توانست با بازيكنان صاحب نام لژيونر برخورد كند!

آنجا راحت‌تر است. اگر بازيكن خوب كار نكند مي‌تواني براي بازي بعد كنار بگذاري آن بازيكن را.

ولي در باشگاه، اين طور نيست چون تيم براي بازيكن هزينه كرده است. نمي‌توان بازيكن باشگاهي را به همين راحتي كنار گذاشت چون از سوي باشگاه فشار مي‌آورند.

به خصوص درباره من كه تيم ما وقتي من آمدم بسته شده بود و نقشي در بسته شدن تيم نداشتم. البته با سه ياري كه در نيم فصل به تيمم اضافه كردم شرايط بهتر شده. واقعا بايد ببينيد چطور تمرين مي‌كنند. چقدر انگيزه دارند. براي همين هم هست كه مي‌گويم كار در تيم ملي راحت‌تر است. در آنجا راحت مي‌شود بازيكن بد را كنار گذاشت.

در فوتبال ايران بازيكنان هم سطح زيادي داريم كه تفاوت‌شان شايد در اسم‌شان و محبوبيت‌شان است و گاها آنهايي كه پشت خط مانده‌اند از آن يار ستاره خيلي هم بهتر بازي مي‌كنند.

اين بازيكنان فرصت بازي نداشتند و اگر فرصت بازي پيدا كنند تيم ملي قوي مي‌شود چون هيچ ياري حاشيه امنيت ندارد. بايد 60 يار ملي داشته باشيم نه 30 بازيكن.
وقتي با اعضاي كميته فني تيم‌هاي ملي صحبت مي‌كرديم از برنامه شما براي آماده‌سازي تيم ملي، خيلي تعريف مي‌كردند!

ببين اين شغل من است. من در سه جام جهاني حاضر بودم و با مربيان بزرگي كار كرده‌ام. يكي از آن مربي‌ها ماهي يك ميليون دلار درآمد دارد. وقتي كه با چنين مربياني كار مي‌كني و بخش مهمي از كار را به تو مي‌سپارند، اين قدر تجربه داري كه بتواني براي تيم ملي برنامه بنويسي.

همشهری امارات